خرید بک لینک

درباره سایت

11.

آخرین مطالب

امکانات وب

چهارمین روزه که خواهرزاده دار شدم...بعد از 3 روز تازه دیروز اولین بار بود میدیدمش نمیگم خیلی بیتابی میکردم واس دیدنش... نه ،اما وقتی دیدمش صاف رفت تو دلم...

چرا باید بعضی از ساعتامون مثل دیشب بگذره؟ یا حتی امروز صبح؟ ما هنوز انقد به هم نزدیک نشدیم که حرف دلمونو راحت بزنیم و این خیلی غم انگیزه... این همه صمیمیت تو علاقه نتونست این فاصله رو از بین ببره هنوزم اون اینجور مواقع اونور دیواره و من اینور دیوار... خود منم واس ریختن این دیوار هیچ کاری نکردم...

یه گاهیایی هست که دلمونو میسوزونه و تلخی لبخندمونو از پس پرانتزای ردیف شده هم مشخص میکنه...

یه خداحافظی تلخ ته مکالممونو بست...

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 13:43 توسط ...

برچسب: نویسنده: مبین رضوانی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 22:02

صفحه بندی